نوشتاری فلسفی در باب حجاب و عفاف 
إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ
درباره ما
این سایت به بیان دیدگاه ها،آثار و کرسی های درس و بحث العبدمحمدخیاط زنجانی میپردازد
ورود اعضای سایت
نام کاربری :
رمز عبور :

آمار سایت
» آمار کاربران
» افراد آنلاین : 1
» اعضای آنلاین : 0
» تعداد اعضا : 0

» عضو شوید
» ارسال کلمه عبور


» آمار مطالب
» کل مطالب : 36
» کل نظرات : 0

» آمار بازدید
» بازدید امروز : 9 نفر
» باردید دیروز : 9 نفر
» ورودی امروز گوگل : 0
» ورودی گوگل دیروز : 0
» بازدید هفته : 47 نفر
» بازدید ماه : 374 نفر
» بازدید سال : 5,915 نفر
» بازدید کلی : 39,800 نفر
لینک های ویژه
مطالب اخیر وبگاه

نوشتاری فلسفی در باب حجاب و عفاف 

 «بسم رب الزهرا»

عدم توجه به اصطلاحات ,معانی و مفاهیم آن ها از جمله مهمترین عوامل در گسترش مغالطه هایی است که منشأ اشتباه ناشی از لفظ نبوده،بلکه در معنا است که به این نوع،مغالطه معنوی گویند و مغالطه های معنوی را دارای انواعی دانسته اند که برخی از آن ها عبارتند از:

۱-سوء تألیف: این نوع مغالطه در جایی است که شرایط قیاس رعایت نشده باشد.بنابراین، نتیجه نادرست خواهد بود. فقدان شرایط در تألیف قیاس، گاهی به قدری نامحسوس است که فقط اهل فن‏می‏توانند از عهدهء شناخت آن برآیند. ۲ - مصادرهء به مطلوب: عبارت است از اینکه نتیجهء قیاس عیناً یکی از مقدمات باشدو فقط اختلاف لفظی و ظاهری با آن داشته باشد.خلاصه۱ - مغالطه قیاسی است که از مشبّهات یا وهمیّات تشکیل شود. ۲ - مغالطه از نوع اشتراک در لفظ به مغالطه‏ای می‏گویند که یک لفظ درصغری، به یک معنا و در کبری، به‏معنای دیگری به کار رفته باشد. ۳ - گاهی معانی تمام واژه‏ها روشن است، لکن شیوهء ترکیب به‏گونه‏ای است که‏سبب ابهام می‏گردد. ۴ - گاهی شروط مدوّن در قیاس، رعایت نمی‏شود که به آن «سوء تألیف»می‏گویند(1)

 آنچه گاهی در جامعه به عنوان معنای یک واژه و یا یک اصطلاح مورد استفاده قرار می گیرد با آنچه ما وضع له آن مفهوم است مغایرتی قابل تامل دارد که اصولیون آن را مورد توجهی ویژه قرار داده اند .

 در وضع لفظ برای ماهیت ، واضع باید در ابتداء صورت ذهنی برای لفظ پدید آورده و سپس وضع را برای موضوع له قرار دهد. این صورت ذهنی به اعتقاد منطقیون مقید موضوع له نیست بلکه موضوع له ذات متصور است(2)

به همین خاطر ممکن است در دو مفهوم متباین به دلیل تشابه مصداقی،صورت ذهنی موضوع له یکسان تصور گردیده و در نتیجه آن دو مفهوم مترادف فرض گردد

 

 

استفاده از واژه های متباین و متافر به عنوان مفاهیمی مترادف سبب می گردد تا ساحت اجتماع نتواند برداشتی صحیح از آن مفاهیم را در امور اعتباری خود قرار دهد لذا لازم است از تحقق این مساله بویژه در مسائل اعتقادی که بنیان اندیشه های یک ملت را تشکیل می دهند امتناع نمود .                    

گرچه این نوشتار بیش از آنکه با بررسی تفاوت های مفاهیم و واژه های سه گانه عفاف, حیا و حجاب بپردازد به تبیین و ترفیق در مفهوم عفاف و اوصاف آن پرداخته است اما ناگزیر در ابتدای امر جهت تنویر مسئله اشاره ای کوتاه به این تفاوت ها خواهد نمود .                                                          

عفاف در لغت به معنای باز ایستادن از حرام و پارسائی نمودن است(3)و در اصطلاح نیز اصطلاحي اخلاقي است که بزرگان اخلاق آن را در شمار مهمترين فضايل برشمرده‌اند.از آن جمله این بزرگان ملاصدرا است که در «اسفار» عفاف را چنين تعريف مي‌کند: عفاف، منشي است که منشأ صدور کارهاي معتدل مي‌شود؛ نه پرده‌دري مي‌کند و نه گرفتار خمودي مي‌شود.ونیز علامه سيد محمد حسين طباطبايي، عفاف را از اصول سه گانه فضيلت هاي اخلاقي دانسته که صبر، حيا، ايثار، سخاوت، و... برشاخه آن مي رويد. او پس از آن که قواي شهواني، غضبي و فکري را منشأ و خاستگاه تمامي اخلاق انساني بر مي شمرد، مي گويد:
حد اعتدال در قوة شهواني«عفاف» وافراط و تفريط در آن«شره» و «خمود» ناميده مي شود«طباطبايي،1/137«

ابن‌ منظور در لسان‌العرب مي‌نويسد: پايه ‌عفاف، خويشتن‌داري‌ است‌ و ردپايي ‌از جنسيت‌ يا اختصاص ‌به ‌جنس ‌خاص‌(زن) در معني ‌لغوي ‌عفاف، وجود ندارد.(4)

در قرآن کریم و نصوص روایي نيز، عفاف را در معنايی وسيع تر بکار رفته و به دو صورت «يستعفف» و «تعفّف» در قرآن كريم و مجموعاً در چهار آيه مباركه آمده است. عفاف با توجه به متن آيه معاني گوناگوني مي‌پذيرد كه برخی،از آن به ابعاد عفاف ياد نموده اند که عبارتند از:

1-خویشتن داری از گناه و نیز پاکدامنی و شکیبایی

وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ»(نور/33)
"وکساني که زمينه اي براي ازدواج نمي يابند، بايد پاکدامني پيشه کنندتا خداوند از فضل خود آنان را بي نياز گرداند"

علی علیه السلام :" العفاف زهادة " (عفاف زهد ورزی و خویشتن داری است)(5)

علی علیه السلام " العفة تضعف الشهوة " (خویشتن داری شهوت را ناتوان می سازد)(6)

2-خویشتن داری در موقع نیازمندی(از منظر اقتصاد و معیشت)( لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الأرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا...»(بقره/273)
"(انفاق شما،مخصوصاًبايد) براي نيازمنداني باشد که در تنگنا قرارگرفته اند، نمي توانند مسافرتي کنند(و سرمايه اي به دست آورند) و از شدت خويشتن داري، افراد نا آگاه، آنان را بي نياز مي پندارند اما آن ها را ازچهره هايشان مي شناسي و هرگز با اصرار چيزي از مردم نمي خواهند"

«العفاف زينة الفقر و الشكر زينة الغني»؛ «عفاف؛ زينت فقر و شكرگزاري؛ زينت بي‌نيازي است.»(7)

3-خویشتن داری در اسراف و عفاف در قناعت («و يتيمان را چون به حد بلوغ برسند، بيازماييد و اگر در آنها رشد (كافي) يافتيد، اموالشان را نخوريد و هر كس كه بي‌نياز است، (از برداشتن حق‌الزحمه) خودداري كند و آن كس كه نيازمند است، به طور شايسته (مطابق زحمتي كه مي‌كشد) از آن بخورد و هر كه بي‌نياز است، بايد عفّت ورزد.» (نساء/6)

طبرسي مي‌گويد: «در اين آيه شريفه عفاف به معناي قناعت مي‌باشد» و در حديثي از معصوم (ع) نيز نقل شده كه مي‌فرمايد: « ثمره العفّه القناعه»؛«ميوه عفّت؛ قناعت است.»(8)

4-- عفاف درآراستن زینت و رعايت حجاب

«و زنان از كار افتاده‌اي كه اميد ازدواج ندارند، گناهي بر آنان نيست كه لباس‌هاي (رويين) خود را بر زمين بگذارند، به شرط اين‌كه در برابر مردم خودآرايي نكنند و اگر خود را بپوشانند، براي آنان بهتر است و خداوند شنوا و داناست.» (نور/60)

راغب اصفهاني در مفردات به تعریفی اشاره می نماید که نکته ای مهم در درک معنای عفاف خواهد بود، وی چنین می نویسد که :

عفت پدید آمدن حالتی بر نفس است که به وسیله آن از فزون خواهی شهوت جلوگیری شود

و نیز در جاییی دیگر میفرمایند: عفّت حالت نفساني است که مانع تسلّط شهوت بر انسان مي‌گردد و انسان عفيف کسي است که با تمرين و تلاش مستمر و پيروزي بر شهوت، به اين حالت دست يافته باشد(9)

شهید مطهری نیز در کتاب تعلیم و تربیت در اسلام خود به گونه ای دیگر به این مسئله اشاره دارند که(عفاف یعنی آن حالت نفسانی یعنی رام بودن قوه شهوانی تحت حکومت عقل و ایمان. عفاف و پاکدامنی یعنی تحت تأثیر قوه شهوانی نبودن،شره نداشتن.یعنی جزو آن افرادی که تا در مقابل یک شهوتی قرار میگیرند بی اختیار میشوند و محکوم این غریزه خود هستند،نبودن.این معنی عفاف است.

 

نکته ای که در این تعریف می بایست مورد توجه قرار گیرد آنست که این مساله ، حالتی بر نفس، دانسته شده که با سیطره بر آنچه که نفس و به عبارتی  دیگر حقیقت انسانیت را تشکیل می دهد تحقق می یابد . به عبارتی دیگر زمانی انسانی متصف به وصف عفاف می گردد که این حقیقت در نفس الامر خود بر اوصاف و حالات نفسانی وی حاکم گردیده و موثر اثر باشد .

در واقع عفاف یک امر بیرونی از انسان است که بر حالات درونی انسان سایه افکنده و همه امور را مورد تاثیر قرار می دهد .و در واقع عفاف هوشمندانه ترین حالت کنترل نفس و اعمال قدرت در حوزه شخصیت خویش است که تلاش در برجسته و شفاف کردن انسانیت انسان داشته و از جلوه گری و عشوه گری جنسیت مدار جلوگیری می نماید لذا دارای نقش سلبی و ایجادی است

مقام معظم رهبری نیز در شرح حدیث "من مواعظ علی بن الحسين (عليه السلام): ما من شىءٍ أحبّ إلى اللّه بعد معرفته من عفّة بطن و فرج، وما من شىءٍ أحبّ إلى اللّه من أن يسأل"(10) به نقش سلبی و مؤثر عفاف اشاره نموده و می فرمایند : علت اينكه حضرت، محبوب‌ترين امور نزد پروردگار را بعد از معرفت خدا، عفت بطن و فرج، دانسته و ساير واجبات و عبادات مثل نماز را ذكر نفرموده، اين است كه: عفت، جلوگير عامل مزاحم است و هميشه، تأثير عامل مزاحم، بيشتر از عامل مُعِدّ است، مثل اين است كه كسى غذاهاى مفيد و مقوى مصرف كند اما از آن طرف بطور منظم يك سم يا ميكروبى را وارد بدن نمايد بديهى است اثرى نخواهد كرد.(11)          

حال آنکه حیا در لغت به معنای به معني خودداري نفس از زشتي‌ها(12) و شرمساري و خجلت مي‌باشد و از جمله موضوعات اخلاقي است كه در قرآن از آن ياد شده است،(13) به تعبير ديگر تأثر نفس از امري است كه قباحت آن امر بر انسان ظاهر شده و باعث انزجار او، از آن عمل گردد(14)

لذا حیا حالتی در نفس انسان است که برون داد فردی و اجتماعی خواهد داشت . این حالت در نفس انسان بر همه رفتارها از درون تاثیر خواهد نمود که گاه این تاثیر به صورت ناخودآگاه می باشد مانند تغییر رنگ رخسار در اثر حیای فرد انسانی در بیان موضوعی خاص .

على(علیه السلام) در تعریف «حیا» مى فرماید: «الحیاء خلق مرضى، الحیاء خلق جمیل»(15) و همچنین مى فرماید: «الحیاء تمامالكرم و احسن النسیم، الحیاء یصدّ عن فعل القبیح»(16)حیاءاز كار زشت جلوگیرى مى كند
و همچنین آن حضرت حیاء را سبب «عفت» مى نامند: «سببالعفة الحیاء»(17)

در روایت دیگری حیاء را میوه و ثمره «عفت» معرفى مى نماید: «الحیاء ثمرة العفة» (18)

علماي اخلاق حيا را دو گونه دانسته‌اند:

1-    نفساني: حیای نفساني،حيايي است كه در سرشت و نهاد انسان نهاده شده است مثل شرمساري از عريان شدن و خجلت از آميزش ميان مردم.

2-    حياء ايماني: خصلتي است كه مؤمن را به سبب ترس از خدا از انجام دادن كردارهاي گناه آلود باز دارد، بنابراين پرهيز از محرمات معلول حياء ايماني است.(19)

پس حیا بر خلاف عفاف که حالتی بر نفس محسوب می گردید حالتی در نفس است که می توان آن را برون داد نفس در اثر عوامل حاکم بر نفس از جمله عفاف دانست.حجاب نیز که از ریشه (ح ج ب )بوده  به معنای پوشیدن و پرده و حاجب است (20)که برون دادی،عقل و شرع محور می باشد که حدود آن برخی توسط عقل و عرف و برخی دیگر توسط شرع تعیین می گردد . به عبارتی دیگر حجاب یک مسئله انجامی است که توسط محجوب مورد توجه و عنایت قرار می گیرد که می تواند گاهی نیز بر نقس و روحیات درونی ایشان تاثیر بگذارد .   

عفاف یک امر درونی و باطنی و حجاب یک امر ظاهری و بیرونی می باشد. پس این دو کلمه مترادف هم نیستند بلکه دو مقوله جدای از هم ولی ملازم یکدیگرند،عفت،حالت نفسانی ای است که محصول عقل است و به وسیله آن انسان از فرو رفتن در شهوات حفظ می شود.

حجاب،یک امر ظاهری و بیرونی است که انسان را از وصول به مطلوب نفسانی منع می کند و تحت تأثیر حالت حاکم بر نفس است(21) حجاب كه يك امر طبيعي است،مانع ديدن يا شنيدن و برخورد بدني است؛ ولي عفاف كهيك امر فراطبيعياست، مانع خواسته برخاسته از هوا و حاجب گرايش قلبي است و چون ملكه نفساني و منزهاز ماده است مي توان از آن به حجاب نوري ياد كرد كه همانند نماز، حاجب منكر است(22)

حال که به طور مختصر اشاره ای به تفاوت مساله عفاف , حیا و حجاب گردید به نظر می رسد. از آنجا که اگر دو مفهوم کلی فقط در برخی از موارد مشترک باشند و نه در همه موارد و در این صورت هریک از آنها نسبت به هم از جهتی اعم و از جهتی اخص باشند نسبت آنها را عموم و خصوص من وجه گویند یعنی هم دارای مصادیق مشترک هستند و هم دارای مصادیق مختص به خود(23)

 "عفاف،خویشتن داری با علائم و نشانه های رفتاری و گفتاری است و وجود آن بستگی به وجود نشانه های آن دارد،پس حفظ عفاف بدون رعایت نشانه های آن ممکن نیست.عفت نمیتواند یک امر صرفا درونی باشد و هیچ علامت بیرونی نداشته باشد"(24)

عفاف و حجاب، سيرت وصورت متعامل و متقابل انسان فضيلت محور است، زيرا هويت اصيل بشر همانا عقل نظريحاكم بر وهم و خيال در بعد انديشه و عقل عملي والي بر شهوت و غضب در بعد انگيزهاست. مقدار رقيقي از عفاف، مايه احترام به حجاب شده و رعايت حجاب، پايه تحكيم عفافخواهد بود(25)

می توان مدعی شد که رابطه منطقی میان عفاف و حیا رابطه عموم و خصوص من وجه است

 بنابر این عفاف و حیا هر دو دارای برون دادهای رفتاری و انجامی می باشد که یکی از این برون دادها عاملی در مسئله حجاب خواهد بود به همین خاطر به کار بردن سر واژه و مفهوم سبب نوعی اشتباه در جامعه گردیده است که عموم جامعه و خواص آن از آن بهره برده و ره به بیغوله می نمایند .

عفاف , اوصاف و راهبردهای تحقق آن :

یکی از طرق شناخت مفاهیم آشنایی و احصاء ویژگی های آن هاست .   منطقیون معتقدند که امر واحد را میتوان به صورتهای مختلف تعریف کرد؛گاهی مراد از تعریف بیان مقام حقیقت شی ء است(تعریف به ذاتیات)و گاهی مقصود تنها بیان ویژگی های خاص شی ء است به گونه ای که بتوان آن را لز امور دیگر تفکیک و متمایز نمود(تعریف به خاصه)و گاهی در تعریف به بیان برخی اوصاف بسنده می شود ،اوصافی که مجموعا نمایانگر آن امرند(تعریف به خاصه مرکب)(26) . به عبارتی دیگر در این تبیین صحیح و صواب اوصاف یک مفهوم نوعی از ترجمان حقیقت آن است چرا که هر حقیقتی برون داد در اوصاف آن دارد.                                                                                                 گرچه بدیهی است شناخت از طریق اوصاف معرفتی ناقص خواهد بود چرا که شناخت علت از طریق معلول , محکوم به این حکم است اما در مفاهیم برخاسته از فطرت انسانی ( که پس از آن در مسئله عفاف مورد بررسی قرار می گیرد ) راهی سزاوار برای تبادر در ذهن انسان و سپس تداعی در رفتارها و هنجارهای اوست .اصولا انسان هر موجودى را با صفات و عوارضى كه در شعاع فهم يا حس او قرار گرفته مى‌شناسد و به واقع، به كنه و ذات آن موجود وقوف نمى‌يابد و شناخت وى منحصر به فهم و درك صفات و عوارض آن است

شناخت ما به موجوداتى كه مشاهده مى‌كنيم، در حد شناخت عوارض و صفات آنهاست كه در شعاع احساس و مشاهده ما قرار مى‌گيرند، نه فراتر از آن؛ اما شناخت موجودات و اشخاصى را كه مشاهده نكرده ايم، از طريق نقل و گزارش صفات و عوارض آنها حاصل مى‌گردد؛ هر چه اشيا از حس ما دورتر مى‌شوند، شناخت ما به آنها ضعيف‌تر و كم رنگ‌تر مى‌گردد، تا برسد به مجردات صفت با موصوف و ذاتى كه بدان متصف مى‌شود، همراه است.ما پس از شناخت مفاهيم متعددى از اوصاف یک موضوع، مفهوم جامعى از آنها در ذهنمان ترسيم مى‌كنيم كه نمادى از مفاهيم زير مجموعه آن است و با آن به موضوع مورد نظر اشاره مى‌كنيم. اين عمليات ذهنى، به روان‌شناسى ذهن مربوط مى‌شود. در اين عمليات ذهنى، مفاهيم به دست آمده از صفات، درجه بندى مى‌شوند و براى مجموع بخشى از آنها، اسم خاصى انتخاب مى‌شود(27)

یکی از دلایل نقصان تعریف از طریق اوصاف آن است که تعریف تا زمان نقصان در شناخت اوصاف , ناقص خواهد بود و از طرفی به علت جزئی اندیشی در انسان نیل به همه ی اوصاف امری محال به نظر می رسد. لذا آنچه در بیان اوصاف عفاف خواهد آمد تنها بخشی از مهمترین اوصاف آن است که توجه به آن ها بویژه در مسئولین تصمیم ساز کشوری حائز اهمیت می باشد گرچه نوشتار حاضر به قصد ارائه همه راهبردها  و راهکارهای توسعه فرهنگ عفاف در جامعه به نگارش نیامده است اما ارائه چند نمونه از راهبردها و راهکارهای پیشنهادی نگارنده سبب تنویر بیشتر بیان خواهد بود

1 -  عفاف و اشتراک معنوی در همه اطوار اندیشه انسانی :  

نگاهی به تاریخ اندیشه بشربیان گر این مسئله خواهد بود که عفاف یک مسئله برخاسته از درونیات انسان است که فراتر از همه اندیشه ها و اقوام می باشد . اشراف زادگان در جوامع پیشین و فرهیختگان و پیش آوران حقیقی جوامع امروز مسئله عفاف را به عنوان یک اصل انفکاک ناپذیر در زندگی خود مورد توجه قرار دادند. عفت و حیا خصلتی انسانی است که تاریخ بر نمی تابد و مورد پذیرش تمام انسانها بوده و هست.و انسان های بزرگ و ادیان آسمانی نیز بدان توصیه کرده اند.در شریعت اسلامی نیز بر آن تأکید فراوان شده است.همین خصلت انسانی یکی از فلسفه های اصلی پوشش آدمی بوده است(28)

گرچه همانطور که بیان گردید حجاب امری متفاوت با مسئله عفاف است اما نوعی از برون داد تحقق عفاف،در زندگی انسان،توجه به امر حجاب انسانی است . با این بیان می توان مدعی شد که فرموده قرآن کریم مبنی بر استفاده از پوشش هایی چون جلباب برای تمایز بین کنیزان و اهل ایمان آزاد از بردگی , خود دلیلی بر مدعای ماست که البته در بررسی های تاریخی نیز تبیین گردیده اند .اما سؤال این خواهد بود که آیا تبادر معنای عفاف در همه ی ادوار دارای اشتراک است؟یا اینکه تنها اشتراک لفظی می باشد؟منطقیون معتقدند اشتراک الفاظ دارای دو نوع است:1-اشتراک لفظی که در آن لفظ مشترک،دارای معنایی متفاوت در مواقع متفاوت است و در هریک از معناها در موقعیت خود،بنا به قرینه ها،تبادر متفاوتی دارند.2-اشتراک معنوی:که در آن علاوه بر اشتراک در لفظ،معانی و مفاهیم یکی می باشند در واقع چون عفاف به عنوان امری فراطبیعی منزه از ماده می باشد(ر.ک گفتار آیت الله جوادی آملی)لذا معنای آن معطوف به زمان نبوده و در همه ی اعصار زنگی انسان با اشتراک معنایی به کار رفته است.در این حقیقت همیشه موجود؛عفاف، به عنوان اشتراک معنوی همه اقوام در ادوار گوناگون تاریخ انسان وجود داشته است به همین خاطر به نظر می رسد تبییین مسئله عفاف در تاریخ زندگی انسان , آشنا نمودن نسل امروز با تاثیرات مثبت مسئله عفاف در جامعه دیروز , احصاء دیدگاه اندیشمندان غیر مسلمان در مسئله عفاف و بررسی میزان تطابق با اندیشه های ناب اسلامی , تدوین طریقه ترویج فرهنگ عفاف بر اساس درخواست های درونی و فطری همه انسان ها , حذف گروه بندی های هدف در توسعه فرهنگ عفاف و ... راهبردها و سیاست هایی باشند که می توانند در نیل و اهداف عالیه مثمر ثمر گردند .                                                                                                                                                                                                                       2 -  عفاف مشکک نفسانی :

پس از تبیین اشتراک معنوی ذاتی عفاف حال ممکن است ممکن است این سؤال مطرح گردد که اگر عفاف در درون همه انسان ها موجوداست چرا حدود تلقی از عفاف متفاوت است ؟                                       

در پاسخ باید گفت گرچه همانطور که بیان شد عفاف یک مشترک معنوی در میان نوع انسان است اما مرتبه و میزان آن امری متغیر و غیر مشترک است . چرا که انسانیت اعنا میزان تحقق اوصاف انسانی در میان انسان ها،امری مشکک و ذو مراتب می باشد و جز انسان کامل که خلیفه الله در میان خلق و متصف به اوصاف جمیعه الهی در حدود امکانی خلقی می باشد؛کسی نمی تواند مدعی اطلاق در تحقق اوصاف الهی و اختلاق به خلق خداوند باشد لذا هر اندازه بهره مندی از انسانیت بیشتر , تحقق فطرت و سیطره عوالم فوق ماده بیشتر و در نتیجه عفاف در انسان کامل تر و بیشتر خواهد بود .حقیقت نفسانی مانند وجود یگانه است با مراتب مختلف که امتیازش در شدت و ضعف،تقدم و تأخر و...است.در بررسی مراتب مختلف حقیقت وجود وقتی از ضعیفترین مرتبه شروع کرده بالا می آییم ،مرتبه دوم را که فوق مرتبه اول است شدیدتر و قوی تر از آن می بینیم،همینطور حال مرتبه ای نسبت به مرتبه ی دیگر(29) و از آن جهت که ارزش هر انسانی به شدن استعدادهای آن است و عمر هرکسی به میزان حرکت جوهری آن،در نتیجه در این مسیر شدن،تشکیک وجود داشته و بالاترین مرتبه این مسیر هم حقیقت انسان کامل است                                                                     

بر این اساس توجه به برنامه ریزی تثبیتی و تقویتی در توسعه فرهنگ عفاف به جای امور ایجادی , بستر سازی جهت تفسیر روان شناختی انسان مبتنی بر انسان و آموزه های وحیانی به جای تفسیر انسان به رفتارهای انسانی , تبیین معیارها و شاخص  های مسئله عفاف , الگو سازی در مسئله عفاف  , جامعه محوری در توسعه فرهنگ عفاف به جای فرد محوری در مسئله و ... از جمله  راهبرد های موثر به نظر می آید .                                                                                                        3 -  عفاف مسئله ای ذاتی و نه عرضی انسان :

معانی متعددی از امور ذاتی مستفاد می گردد اما آنچه در اینجا مقصود است مسئله ذاتی انسان  در مقابل عرضی اوست و به عنوان امری غیر قابل انفکاک با حقیقت انسان می باشد .

مفاهیمی که در ماهیات معتبرند و جزء حدود آنهایند همانها که ماهیات (موضوع)با حذف آن متلاشی می گردند ذاتی و سایر مفاهیم که بر موضوع حمل می گردند عرضی هستند(30) و امور عرضی نیازمند هدایت بیرونی است که توسط عوامل برون از انسان تحقق می یابد و قابل انفکاک از انسان است. همانطور که پیشتر بیان شد نصوص تاریخی و وحیانی دلالت کامل بر این مسئله دارند که مسئله عفاف برخاسته از درون انسان ها و لاینفک از جوامع می باشد،از سوی دیگر به علت تشکیک در این مفهوم تفاوت در حدود تلقی از عفاف را نمی توان نقضی بر این مسئله دانست،در واقع تشکیک خود دال بر عدم انفکاک است.خلاصه کلام اینکه وجود عفاف در درون انسان امری غیر قابل انفکاک است و از تعاریف اصلی در ذات اوست که هر آینه که این تعریف برداشته شود ذات انسان متحمل خدشه ای عظیم می شود                                

3 -  عفاف مسئله ای فرجامی است نه انجامی :

انسان با انجام رفتارهای توصیفی خود را متخلق به اخلاق و متصف به اوصاف می نماید . به همین خاطر اتصاف انسان به اوصاف گوناگون در بسیاری از موارد در صورت تحقق خارجی آن صفت در انسان است                                                                                      به عنوان مثال وقتی فردی به دیگری کمک می نماید خود را به صفت احسان متصف نموده است و این صفت تنها زمانی قابل اتصاف است که فعل احسان به دیگری صورت گرفته باشد اما برخی از صفات دیگر در انسان که وجودی،ذاتی،در نفس انسان دارند بی نیاز از انجام فعل اند و انتاج نهایی آن ها مطلوب نظر می باشد .                                                                                                        

عفاف یکی از این امور فرجامی است چه بسا فردی به دلیل شرایط گوناگون،فعلی دال بر مرتبه عفاف وی،صادر نگردیده باشد اما روح حاکم بر زندگی وی که حقیقت فرجام ابعاد متفاوت وجود اوست حالتی مبتنی بر عفاف درونی وی باشد.            

تبیین اندیشه های انسانی و اسلامی در مسئله عفاف , احصاء و ارائه سیره بزرگان در تقویت عفاف فردی و اجتماعی , آشنا نمودن اقشار تاثیر گذار بویژه در نسل جوان با مسئله عفاف و ابعاد فرهنگی آن , ارتقاء سطح فرهنگی جامعه در عدم اتصاف افراد به بی عفتی و .... راهبردهای کلی در گسترش فرهنگ عفاف مبتنی بر اصل فرجامی بودن آن به نظر می آید .                                                      

4 -  عفاف مسئله ای فردی و اجتماعی با غلبه برمسائل فردی :

انسان به عنوان موجودی اجتماعی دارای دو ساحت فردی و اجتماعی می باشد . لذا مصا لح انسان با توجه به هر یک از این دو ساحت دارای تفاوت های قابل ملاحظه ای است. مسئله عفاف گرچه خود متاثر از عوامل فردی و اجتماعی بوده اما آنچه ماحصل گسترش فرهنگ عفاف در جوامع می باشد پیش از آنکه منفعتی اجتماعی حاصل نماید امری فردی می باشد برخلاف مسئله ای چون حجاب که غلبه مصالح آن بر جامعه اطراف و اجتماع مسلمین است .چرا که عفاف، طهارت درونی و نوعی حجاب باطنی استدر قرآن نیز به شخصی عفیف گفته می شود که خود نگهدار و با مناعت باشد(31)

علت این امر را شاید بتوان از اصل فرجامی بودن عفاف انتاج نمود . در تبیین مسئله باید گفت که در هر جامعه ای دو شخصیت حضور دارند یکی «من فردی» و دیگری« من اجتماعی» .                            

«من فردی»،که همان شخصیت افراد جامعه می باشد اما« من اجتماعی» شخصیت حاکم بر اجتماع مردم می باشد . وقتی جمعی از انسان ها بر اساس فعل مشترک خود اعم از اهداف , مصادیق تحقق اهداف , مسیر و بستر حرکت و ... گرد هم می آیند دارای حقوق و به تبع آن شخصیتی غیر از حقوق و شخصیت فردی خود خواهد بود . قرآن کریم نیز در این باره اشارات قابل ملاحظه ای را ارائه نموده است . « من اجتماع » بیش از آنکه متاثر از مفاهیم مقبول نزد آحاد جامعه باشد تحت تاثیر برون داد انجامی این مفاهیم می باشد . از طرفی همانگونه که بیان گردید مسئله عفاف امری فرجامی است لذا تاثیر آن در «من فردی »آحاد جامعه بدون واسطه بوده حال آنکه « من اجتماع» به واسطه تغییر در « من فردی»تغییر خواهد نمود . بر اساس این اصل به نظر می رسد راهبردهای تبیین ابعاد فردی در مسئله عفاف , فرهنگ سازی در جامعه جهت پذیرش عفاف به عنوان یک مسئله فردی و اجتماعی اما با غلبه بر مصالح فردی , تبیین و دسته بندی اندیشه های اسلامی در مسئله عفاف ,به کارگیری عناصر هنری در ارائه مغاهیم عفاف به عنوان تاثیر گذارترین عناصر در مسائل فردی و ... قابل ارائه و طرح ریزی باشد.    

                                                                                                                         

5 عفاف و حسن قبح فطری :

یکی از مسائل کلامی که همواره مورد بحث فرق مختلف اسلامی بوده است حسن و قبح شرعی و عقلی افعال انسانی است که بنا بر نظر قاطبه متکلمین شیعه حسن و قبح اعمال توسط شرع تبییین وبه واسطه عقل قابل اثبات می باشد . لذا عقل خود می تواند به تعیین برخی از حسن ها و قبح ها بپردازد اما به نظر می رسد که قسم سومی از حسن و قبح  اعمال را بتوان ارائه نمود و آن حسن و قبح فطری است . گاهی برخی از اعمال قبیح یا حسن توسط عقل قابل اثبات نیستند اما عاملی درونی که مبتنی بر فطرت درونی انسان هاست آن مسئله را تا حد مسائل بدیهی در وجود انسان تثبیت می نماید لذا این امور را می توان حسن و قبح فطری دانست که گرچه توسط آموزه های وحیانی به صورت مختصر یا بسیط ارائه گردیده است اما عامل اثر گذار فطرت نقش بسزایی در پذیرش آن امور در میان انسان ها ایفا می نماید . به نظر می رسد با توجه به اصول ارائه شده پیشین بتوان عفاف را به عنوان حسنی فطری در جامعه ارائه نمود . به عبارتی دیگر عفاف فطرتا در وجود انسان ها به عنوان امری حسن مورد توجه می باشد .

6- عفاف و تعالی نظام اجتماعی :

رویکرد اخلاق محور دین اسلام،سبب گردیده تا توجه به اموری همچون عفاف،در رأس الرئوس همه ی مسائل و ازجمله نظام های سیاسی و اجتماعی اسلامی باشد.به همین خاطر حضرت علی(ع)در نامه 54 نهج البلاغه می فرمایند: «اعينوني بورع و اجتهاد و عفه و سداد»لذا ایشان راه یاری کردن امامت و حکومت را در تحقق عفاف در جامعه می دانند.همین مسئله سبب می گردد تا نظام های اسلامی در اصول و قوانین خود نگاهی ویژه به مسئله عفاف داشته باشند. (32)

 

 

 

 

 

 

 

 

پی نوشت ها

 

1-ر.ک کتابخانه سایت طوبی،پژوهشکده تحقیقات اسلامی ،جهان‏بینی ‏و شناخت،انتشارات زمزم هدایت

2-ر.کhttp://andishehfegh.blogfa.com/88074.aspx مجموعه ای از مقالات و تحقیقات با گرایش فقه و حقوق اسلامی

3- ر.ک دهخدا، على اكبر، لغت نامه دهخدا، جلد 10، ص 14081

4-ابن منظور؛لسان العرب، جلد 9، ص 253

5- محمدي ري شهري، محمد؛ميزان الحكمه ، جلد 6 ،ص 359 ،حديث 12824

6- محمدي ري شهري، محمد؛ ميزان الحكمه ، جلد 6 ،ص 363 ،حديث 12861

7- محمد بن حسن حُر عاملی،وسائل‌الشيعه، جلد9، ص 442

8- شیخ الاسلامی،سید حسین؛غررالحکم،انصاریان،1379،پنجم،جلد2،ع العفاف ،حدیث 13

9- راغب اصفهاني؛ مفردات، ترجمه  غلامرضا خسروي، ص 350

10- تحف العقول ، حسن بن شعبه حرانی: ص282 ؛بحارالانوار، علامه مجلسی، جلد 75 ص 141 ؛

11- مقام معظم رهبری،شرح حدیث جلسه چهل و پنجم‌/محبوب‌ترين كارها نزد پروردگار تاریخ1378/10/27

12-راغب اصفهاني؛ مفردات، ترجمه  غلامرضا خسروي، تهران، مرتضوي، 1375، دوم، جلد1، ص 573.

13- خرمشاهي، بهاءالدين؛ دانش نامۀ قرآن، قرآن پژوهي، تهران، دوستان و ناهيد، 1371، اول، جلد 1، ص 969.

14- مجلسي، محمد باقر؛ عين الحياة، تحقيق مهدي رجايي، قم، بي‌تا، 1376، اول، جلد 2، ص 101.

15- شیخ الاسلامی،سید حسین؛غررالحکم، انتشارات انصاریان،1379،پنجم،جلد1 ،حدیث 15 و 16

16- محمدي ري شهري، محمد؛ میزان الحكمه، جلد 2،ص 564

17- شیخ الاسلامی،سید حسین؛غررالحکم، انتشارات انصاریان،1379،پنجم،جلد1،ه الحیاء،حدیث 24

18- همان، حدیث 21

19- صدر حاج سيد جوادي، احمد و بهاءالدين فرشاهي و كامران خاني؛ دايرة المعارف تشيع، تهران، شهيد سعيد محبي، 1376، اول، جلد 6، ص 583.

20- مطهری،مرتضی؛ مسئله حجاب ، انتشاراتصدرا،1386،هفتادودوم،ص72

21- ر.کhttp://sajedin.ir/index.php?option=com_content&task=blogcategory&id=40&Itemid=77 مقالات سـاجدین - پایگاه جامع تفسیر قرآن کریم

22- ر.ک  http://forum.azzahra.ir/archive/index.php/thread-201.html انجمن اختصاصی حجاب و عفاف-آيت الله جوادي آملي

23- فرامرزی قراملکی، احد ؛منطق، انتشاراتپیام نور،1387 چهاردهم،جلد1، ص 68

24- مطهری،مرتضی؛ تعلیم و تربیت در اسلام، انتشارات الزهراء ،1362 ، ص106

25- ر.کhttp://forum.azzahra.ir/archive/index.php/thread-201.html  انجمن اختصاصی حجاب و عفاف-آيت الله جوادي آملي

26- فرامرزی قراملکی، احد ؛منطق، انتشاراتپیام نور، 1388،چهارم جلد2،ص102

27- ر.کhttp://mesbahyazdi.com/farsi/?../lib/be-soye-to/ch10.htm جلسه دهم قلمروشناسى معرفت خداوند پایگاه اطلاع رسانی آثار آیت الله مصباح یزدی

28- مهریزی،مهدی؛حجاب،1385، انتشاراتکانون اندیشه جوان،چهارم،صفحه39

  29- علامه محمد حسین طباطبایی ،بدایة الحکمه ،1388، انتشاراتدارالفکر،چهارم ،جلد1،صفحه88

30- علامه محمد حسین طباطبایی، بدایة الحکمه، انتشاراتبوستان کتاب ،1387،دهم،جلد2،صفحه48

31- ابن منظور ؛لسان العرب ، جلد9،ص290

32- ر.ک  http://forum.azzahra.ir/archive/index.php/thread-201.html انجمن اختصاصی حجاب و عفاف-آيت الله جوادي آملي- پيام حضرت آيت الله جوادي، آملي (دامت بركاته) به همايش صدفي برايمرواريد با موضوع حجاب و عفاف



تعداد بازديد : 431
نویسنده رحیق مختوم در جمعه 18 دي 1394 | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم